یک مادر
 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
فاطمه جونم ،هفته پیش ،یک روز وقتی از مدرسه برگشتی هنوز تو نیومده با هیجان داد میزدی مامان مامان ، ما امروز رفتیم کویین (ملکه)الیزابت رو دیدیم.منم گفتم واقعا :تو هم گفتی آره ،پرنس چالرز هم باهاش بود..بعد گفتی معلممون ازمون عکس گرفت . فردا یک مموری بده تا معلممون عکسا رو برام بریزه توش.بعد هم تا شب همش میومدی میگفتی :چرا باور نمیکنید که من کویین رو دیدم.منم گفتم :عزیزم من کی گفتم باور نکردم.راستش نمیدونم چرا؟ولی خیلی دوست داشتی کویین رو از نزدیک ببینی..خدا رو شکر که به خواستت رسیدی.فرداش عکسها رو آوردی خونه و بهمون ثابت کردی.تو ترم جدید هم کلاس فوق برنامه ،کریکت و قوای جسمانی و زبان ایتالیایی میری.که تا ساعت ۵ طول میکشه.هر وقت هم که ایتالیایی دارین بعدش که میای خونه اصرار داری به من و بابا زبان یاد بدی..

 

ضحی شیرین زبونم.کلی شعرای قشنگ یاد گرفتی.سال دیگه باید بری آمادگی.چقدر زود گذشت امسال.باورم نمیشه مهد رو تموم کرده باشی.جمعه اگه بارون نیاد اسپرت دی دارین.منم میام که ازت فیلم بگیرم هر چند میدونم که میای به من میچسبی و تو مسابقه نمیری.طاها رو هم خیلی دوست داری و با هم بازی میکنید.براش ادا درمیاری و طاها کلی میخنده.امروز بهت گفتم بیا با طاها صحبت کن بهش بگو غذا بخوره تا بزرگ بشه.اما نمیدونم تو از کجا عصبانی بودی که اومدی و با عصبانیت گفتی :طاها غذا نخور،بزرگ نشی.

 

طاها جونم ،در حال حاضر ۸ ماه و نیمه هستی .از کارات بگم که کامل غلط میزنی ،از هفته پیش هم خزیدن رو شروع کردی و  الان هم میتونی حالت چهار دست و پا به خودت بگیری و خودت رو عقب و جلو میبری و یکقدم چهار دست و پا میری.با خزیدن هم همه جا خودت رو میکشی.سوار رورویک هم که میشی قشنگ راه میری.دیگه اینکه میتونی بشینی و یک دندون کوچولو هم از پایین در آوردی و دندون بالات هم در جال نیش زدنه.امروز هم اولین خرابکاریت رو کردی و تل ضحی رو که دیروز براش خریده بودم رو شکستی..با همون یه دندون هم حسابی خواهرات رو گاز میگیری..از غذایی هم اگه خوشت نیاد اصلا دهنت رو باز نمیکنی و من هر چی میخندونمت تا دهنت رو باز کنی با دهن بسته میخندی.دست دسی هم میکنی .دیشب تو خواب شروع کردی به دست دسی کردن.قربونت برم حتما خواب تولد میدیدی.حسابی هم بابایی شدی و تا بابا رو میبینی میخوای که بری بغلش. 

 
                           

[ دوشنبه 23 خرداد1390 ] [ 7:15 بعد از ظهر ] [ مادر ]
سلام به همه دوستای گلم ، خواهرای نازنینم که همیشه به من و بچه ها لطف دارید.خیلی وقت بود که نتونستم بیام آپ کنم.شکر خدا همه خوبیم ،فقط خستگیهای روحی و جسمی مانع نوشتنم میشد.خستگی روحی بخاطر اینکه رفتنمون به ایران کنسل شده و خیلی دلم از این بابت گرفته ،هر سال این موقع همش تو حال و هوای خرید واسه ایران بودم ولی امسال متاسفانه تابستون رو اینجا باید سر کنیم ،بیشتر از این دلم میسوزه که خانوادم هنوز طاها رو ندیدن و چون بخاطر مدرسه بچه ها نمیشه وسط سال سفر رفت ،باید تا سال دیگه صبر کنیم. خستگی جسمی که معلومه علتش چیه ، با داشتن ۳تا وروجک ،که هر کدومشون کلی واسه خودشون ریخت و پاش دارند ،باید همنطور دنبالشون بدوم.طاها عسلی هم که داره کم کم بزرگ میشه و شیطونیاش شروع میشه ، غذای جداگانه درست کردن برای طاها و نشستن و ذره ذره غذا دادن بهش ،خیلی وقت گیره .تنها فرصت نوشتنم شب هست که دیگه نه نا شو دارم نه حوصله شو . بعضی وفتها هم که همه چیز مهیا برای نوشتن هست ، نت بوکم دست بچه هاست و به من نمیدن.ضحی که ساعت ۱۱/۴۵میرسه خونه .میشینه پای نت ، حتی بعضی وقتها غذاشم پشت نت میخوره.با اینکه از این کارش خیلی بدم میاد ، ولی طفلک این بچه ها چاره ای ندارند .تنها سرگرمیشون شده تی وی و نت .شکر خدا هم برنامه هایی که مورد علاقشون هست آموزنده و بدون مشکل هست و هم سایتهایی که برای بازی میرند ، خیلی برای خلاقیت و هوش مناسبه. بخاطر همین هم من سخت نمیگیرم.ضمن اینکه ما اینجا تنهاییم ،با اینکه دوستان زیادی داریم ، ولی رفت و آمد ها خیلی کمه .فاطمه و ضحی هم از اون بچه هایی هستن که اصلا اهل بازی با اسباب بازی نیستن و عاشق کار با کامپیوترن .هوا هم به جای اینکه رو به گرمی بره ، رو به سردی میره و هنوز هم باید با کاپشن بریم بیرون.هفته پیش که تعطیلات میان ترم بود همش هوا بارونی بود و خونه موندیم.خلاصه خیلی از همه دوستان التماس دعا دارم.در حال حاضر طاها نمیزاره بیشتر بنویسم.

چند تا پست قبلا نوشته بودم ولی ثبتش نکرده بودم که امروز گذاشتمشون .

[ دوشنبه 23 خرداد1390 ] [ 10:18 قبل از ظهر ] [ مادر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام من یک مادر هستم .این وبلاگ رو ساختم تا خاطرات غنچه های قشنگ زندگیم سیده فاطمه ، سیده ضحی و سید طاها رو اینجا بنویسم تادر آینده از خواندن آن لذت ببرند و خاطرات شیرین کودکیشان زنده بماند.
فاطمه ، ۸ تیر ۸۱ در مسکو . ضحی ، ۸ تیر ۸۶ و طاها ۲۹ شهریور ۸۹ در انگلیس دنیا آمدند.
موضوعات وب
امکانات وب